تبليغاتX
برترین های دنیای وب
برترین لینکهای روزانه از دنیای وب
اين چندمين تجربه بازيگري شما بود؟
اين اولين كار تلويزيوني جدي من است. قبل از اين من فقط چند تجربه كوتاه سينمايي داشتم كه البته با كارگردان‌هاي بزرگي بود كه خيلي براي من مفيد بود. فيلم‌هايي مثل گريه عباس كيارستمي، جبعه موسيقي فرزاد موتمن، چهارانگشتي و ديشب باباتو ديدم آيدا. البته در سريال در چشم باد مسعود جعفري‌جوزاني هم بازي كرده‌ام كه چيزي كم از فيلم سينمايي نداشت. همه اين تجربه‌ها جمع شد و در ميوه ممنوعه بروز پيدا كرد.

 

خب حالا شما هم تجربه سينمايي داري و هم تجربه تلويزيوني. كدام يك را بيشتر دوست داري؟
من علاقه شديد به سينما دارم. نمي‌دانم يك‌جورهايي مجذوب آن پرده هستم.


 چرا؟
اگر قرار بود من تا الان دنبال شهرت باشم خيلي راحت مي‌توانستم به آن برسم، ولي اين‌كه آمدم از كارهاي كوتاه شروع كردم با آدم‌هاي خاص كار كردم، روي اين تأكيد مي‌كنم، با هر كارگرداني كار نكردم، هر فيلمي را حتي كوتاه قبول نكردم، خودش نشان‌دهنده همه چيز است. براي من تجربه به دست آوردن مهم‌تر از اين است كه يك‌دفعه چهره و مشهور بشوم. من دوست دارم طوري بازي كنم كه نقشم اگر حتي خيلي كوتاه هم كه باشد، تماشاگر فقط نگاهش نكند و از كنارش بگذرد. بايد يك بازي باشد كه او تو را به عنوان بازيگر بپذيرد نه يك آدمي كه حالا آمده يك كاري بكند و برود. در ميوه ممنوعه من به اين فكر مي‌كردم كه حالا بايد از تجربياتم استفاده كنم و مردم را متقاعد كنم كه به من به چشم يك بازيگر نگاه بكنند نه يك دختر كه حالا آمده و چند تا كار انجام بدهد و برود. از همين چيزهايي كه اين روزها زياد مي‌بينيم. بازيگري قرار است حرفه من باشد و بايد حواسم را جمع كنم. من الان پنج سال است دارم كار مي‌كنم، اما كسي من را نمي‌شناخت جز آدم‌هاي معدودي. دوست دارم بعدها وقتي مردم من را ببينند با خودشان بگويند اين بازيگر است نه يكي مثل بقيه.

طناز_طباطبایی
در اين سريال كنار بازيگرهاي مشهور و خوبي قرار گرفتي. كنار اين آدم‌ها بازي كردن چه حسي برايت داشت؟ سخت بود، آسان بود يا...
در كار بين من و آقاي نصيريان، البته اين حس من است و تا حالا درباره اين موضوع با آقاي نصيريان صحبت نكرده‌ام، يك حس عجيبي برقرار بود. زماني كه به من نگاه مي‌كردند من واقعاً فكر مي‌كردم پدرم است. سواي اين، روزهاي اول يك ترس و دلهره‌اي در من وجود داشت كه واي قرار است جلوي آقاي نصيريان بازي كنم، واي قرار است جلوي خانم خيرانديش بازي كنم و... ولي موقعي كه سر كار آمدم،‌ديدم اينها چقدر آدم‌هاي بزرگ و خاكي هستند. در كنارشان خيلي آرام شدم. آن‌قدر به من ميدان دادند و كمك كردند و آن‌قدر پيشنهادهاي خوب به من مي‌دادند كه واقعاً آن ترس در من از بين رفت و من با خودم گفتم حالا كه دارم جلوي اين آدم‌ها بازي مي‌كنم حداقلش اين است كه كم نياورم و براي اين كار تمام تلاشم را كردم و از جان و دل مايه گذاشتم.


غزاله در سريال آدم جسوري است كه همه كار مي‌كند، اين شخصيت چقدر به خودت نزديك است؟
شايد باورتان نشود، روز اولي كه رفتم سر لوكيشن خانه مصطفي و غزاله، وقتي كه در را باز كردم پيش خودم گفتم: «اين دختره روانيه! اون خونه رو با اون پدر و مادر و اون همه امكانات رو ول كرده و پا شده اومده اينجا براي چي؟» واقعاً به شوخي به بچه‌ها هم مي‌گفتم: «اين دختره خله. براي چي اين كارو كرده؟» ولي در عمل پشتش يك تفكر و فلسفه است. اين‌كه اين آدم واقعاً معيار و انتخابش نه پول است نه امكانات. غزاله نه شبيه برادرش جلال است نه شبيه سمانه خواهرش. آنها هر كدام تفكر جداگانه‌اي براي خودشان دارند. او به‌خاطر تفكر خاص خودش اين انتخاب را كرده و به نظر من انتخاب درستي بوده براي آن تفكر. ولي شايد الان در روزگار ما هيچ دختري حاضر نباشد اين كار را بكند. اما باز با همه اين احوال پشتوانه خانواده براي دختري كه ازدواج مي‌كند خيلي مهم است و اگر نباشد آن دختر تا مرز بدبختي روحي هم پيش مي‌رود. غزاله از لحاظ روحي به‌شدت دچار تنش و فشار است و من تمام تلاشم را كردم تا اين سختي را كه او دارد از درون تحمل مي‌كند، نشان بدهم. در نهايت اگر طناز جاي غزاله بود هيچ وقت اين كار را نمي‌كرد.


از اولي كه فكر كردي مي‌خواهي بازيگر بشوي دوست داشتي شبيه چه كسي باشي؟
من هيچ وقت به اين فكر نكرده‌ام كه دوست دارم شبيه چه كسي باشم. خيلي‌ها به من مي‌گويند تو به‌خاطر نوع بازي و فيزيكت بايد بيشتر دنباله‌روي نومي واتس باشي، اما خودم اين طوري فكر نمي‌كنم و عقيده دارم كه هر كس بايد ببيند كه خودش چه توانايي‌هايي دارد. من يك آدمي هستم جداي بقيه، من كسي هستم براي خودم.


تمكن مالي چقدر مي‌تواند در پيشرفتت مؤثر باشد؟ از دو جنبه‌اش مي‌گويم.
فكر مي‌كنم چون من به پول اين ماجرا خيلي نگاه نمي‌كنم و تكيه نمي‌كنم، توي انتخاب‌هايم مي‌توانم خيلي راحت‌تر و بازتر فارغ از دغدغه‌هاي مالي عمل كنم. چون به نظر بازيگري از نظر مالي نمي‌تواند تأمين كننده يك زندگي باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 19:14  توسط webaddress  |